به نام آفريننده ي تو
اي كاش يك ديوار گاهگلي به بلنداي نگاه تو قد مي كشيدم
و به بخشندگي روح تو ، بخشايش مي كردم.
بگذار تا تكيه ام بر شانه اي صبور تو باشد و با گرماي نگاهت آرام بگيرم
در سپيد ترين خوابها ، من در آسماني گام نهادم ، كه تمام ابرها قصه ي عشق تو را مي سرودند
و تمام ماه ها به زيبايي لبخند تو بودند .
من به انتظار پاسخ لبخندي تا صبح نشستم و صبحدم تو طلوع كردي ، تو آفتاب زندگي ام شدي
و من به شادي ات خنديدم .
اي كه نيكوترين پروازي براي آرزومند ترين پرنده
بدان كه تو تبسم آسماني ، و من همواره آبي ترين ، دعاهايم را نثارت مي كنم عزيزم.
اگر گل بودم دسته اي تقديمت مي كردم
اگر باران بودم جنان مي باريدم تا غبار غمها را از چهره ات پاك كنم
اگر محبت بودم مقداري از آن را تقديم وجوت مي كردم
ولي افسوس
نه گلم ، نا بارانم ، نه محبت
ولي با تمام وجود فرياد مي زنم
دوستت دارم
تا قیامت
بي نهايت
با صداقت.