موجها را نظاره میکردم
اه را امتداد میدادم
اشک را پاره پاره میکردم
گریه ام ضربه های باران بود
در رگ موجهای نا ارام
خبر از انتشار طوفان بود
اه می خواستم که برخیزم
غربتم را به آب بسپارم
مثل خورشید خالی از تردید
لانه در هر حباب بگذارم
ناگهان انحنای پروازی
نقش در چشم آسمانها زد
سایه یک پرنده آبی
نا شکیبانه دل به دریا زد
شعر نو تصادفي
RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح قالب ديجيتال کيوان
cod music shadmehr