با نام بلند يكتاي بي همتا
اولين مطلبي هست كه در سال 88 مي نويسم تقديم به معلمان عزيز و دلسوز بخصوص معلم مهربان سال اول ابتدايي خود مي كنم كه محبتش هيچوت از خاطرم نميره بخصوص در روز اول مدرسه .
سلامم را که قشنگتر از فرداها و خوشبوتر از بهار نارنج است پذيرا باشيد آمدم بگويم از کسانی که بهار را به قلبهای یخ بسته ما آوردند و هندسه ی قشنگ علم را به ما آموختند و برای اولین بار لاله ی عشق را در گلدان تنهایی ما کاشتند و ما را با صدای رویش علم آشنا ساختند.
و در این ایام هفته معلم ، تقدیری داشته باشم از تمامی دبيران زحمت کش و فعال و اساتيدي که در بعد از ظهر نمناک گیلان از یاد رفته اند و شایسته است تقدیری ویژه داشته باشم از معلم شهید مرتضی مطهری ، که به ما آموختند در سواحل آفتابی تعلم بنشینیم و با صدفهای زیبای تعلیم گردنبندی از علم بسازیم و تقدیم آیندگان کنیم.
اي هستي بخش عالم نيستي وجودم، بي تو چگونه مي توانم تو را با تراوش كلمات كم رنگ قلمم همچون گلي شكفته تر از گل هاي بهار توصيف كنم. و دلم را خانه ي مهر و محبتت و نغمه هاي يزداني تو قرار دهم . براي رسيدن به اين آرزوي ديرينه نيك ترين آئين انساني را كه همان آئين مهر و دوستي است در اين لحظه به جاي مي آورم و مي نويسم دوستت دارم
و به تو عشق مي ورزم اما نه فقط در لحظه ي اكنون بلكه تا هميشه هاي نيامده.
اي وجود اهورايي كه با دستانت بهترين سمفوفي را در زندگي ام نواختي تو همانند استاد بزرگ علم و معرفت مطهري، با طهارت روحت به تطهير انديشه ها پرداختي و به ما آموختي كه تا هميشه مغروق درياي مواج آخرين بيت غزل رسالت سرود غدير باشيم ، با ترانه هاي روح بخشت يك پشتيبان مثنوي به سوي رگه هاي خشك پر از زمزم تشنگي ما ريختي. گرچه نمي توانم با اين كلمات و با رقص رخسار قلمم بر روي اين صفحه ي سفيد تو را بنويسم و با تكاندن حرير ظريف قلب جوانم، تو را وصف كنم.
در پایان
هفته معلم را به تمامي فرهنگيان اعم از دبيران ، مديران ، مشاوران مهربان
و پر تلاش تبريك عرض مي نمايم و آرزوي توفيق و سلامتي براي همه شما عزيزان
را از درگاه خداوند منان خواستارم.